* مکاتبات Martino Ruggieri ، واحد بیماریهای نادر سیستم عصبی در دوران کودکی ، گروه پزشکی بالینی و تجربی ، دانشگاه کاتانیا ، AOU "Policlinico" ، Po "G. Rodolico - San Marco ، "از طریق S. Sofia ، 78 ، 95125 Catania ، ایتالیا. ایمیل: ti. tcinu@ireiggur. m ،
کپی رایت © 2021 نویسندگان. مجله آمریکایی ژنتیک پزشکی قسمت C: سمینارهای ژنتیک پزشکی منتشر شده توسط Wiley Perityicals LLC.
این یک مقاله دسترسی آزاد تحت شرایط http://creativeecommons. org/licenses/by/4. 0/ مجوز است که امکان استفاده ، توزیع و تولید مثل در هر رسانه را فراهم می کند ، مشروط بر اینکه کار اصلی به درستی استناد شود.
داده های مرتبط
داده ها در صورت درخواست به نویسنده در دسترس هستند.
خلاصه
سندرم های عصبی گروهی از اختلالات ژنتیکی است که بر پوست ، سیستم عصبی مرکزی و محیطی تأثیر می گذارد و چشم با ناهنجاری های مادرزادی و/یا تومورها. تظاهرات همچنین ممکن است شامل قلب ، عروق ، ریه ها ، کلیه ها ، غدد غدد درون ریز و استخوان باشد. هنگامی که افراد مبتلا به این اختلالات در آثار هنری به تصویر کشیده می شوند ، پزشکان در مورد تشخیص های احتمالی حدس زده اند. به طور خاص ، بسیاری از ارقام به عنوان احتمالاً دارای یک اختلال عصبی است ، و گاهی اوقات درک مردمی از این بیماری ها را تحریف می کند. ما اسناد ، نقشه ها ، چاپ ها ، لیتوگرافی ها ، زایلوگرافی ها و پرتره ها را مرور می کنیم که در سنین مختلف از دوران باستان تا دوران پیشگامان پشت سرنوشت ها قرار دارد و طیف بزرگی از اختلالات عصبی را نشان می دهد.
1. معرفی
1. 1تعریف سندرم های عصبی از پوست
در تعریف فعلی آنها ، سندرم ها/اختلالات عصبی (یا فكاتوز) گروه ناهمگن از بیماری های ژنتیکی است كه بر پوست ، چشم و سیستم های عصبی مرکزی و محیطی تأثیر می گذارد. تظاهرات ممکن است بسیاری از اندام ها و سیستم های دیگر از جمله قلب ، عروق ، ریه ها ، کلیه ها ، غدد غدد درون ریز و استخوان ها را درگیر کند (گومز ، 1987 ؛ اسلام و روچ ، 2015 ؛ روگیری ، پاسکال - کاستروویو ، و دی روکو ، 2008). امروزه ، متداول ترین اصطلاحات ، سندرم های عصبی و فکاماتوز ها هستند که به صورت متناوب مورد استفاده قرار می گیرند.
1. 2مبدا نام (ها)
سه مورد از این شرایط ، یعنی فون رکلینگوزن نوروفیبروماتوز (فون رکلینگهاوسن ، 1882) ، اسکلروز توبرن بورنیل (بورویل ، 1880 ؛ بورنویل و بریسود ، 1881) و آنژیوترمینال آنژیوترینالین استورژ (1871) و وبر (1929))نام چتر "Phakomatoses" توسط چشم پزشک هلندی Jan Van Der Hoeve [1878-1952] (ون der Hoeve ، 1932 ، 1933) ، که این اصطلاح را از کلمه یونانی Phakoma/Phakomata ، به معنای عدس ، نقطه ، لنزها ساخته بودشکل ، برای تعریف ضایعات شبکیه ثبت شده در اسکلروز توبروس (Van der Hoeve ، 1920 ، 1921) (شکل 1) و در نوروفیبروماتوز (Van der Hoeve ، 1923).

چاپ رنگی اصلی که توسط جان ون der Hoeve استفاده شده است تا "فاکوما" شبکیه را به عنوان ضایعات بیضی سفید/خاکستری در شبکیه مرکزی و چپ در فوندوس یک بیمار مبتلا به اسکلروز غده دیده می کند. کپی رایت © کتابخانه شورای پزشکی انگلیس ، لندن ، انگلیس
مترادف "سندرم های عصبی" از مطالعات متخصص مغز و اعصاب آمریکایی پل ایوان یاکوولف و روانپزشک آمریکایی رایلی H. گوتری ناشی شد. آنها نقشهای کلیدی فنوتیپی و تشخیصی سیستم عصبی و پوست را در شرایط پیچیده پزشکی تأثیر می گذارند که برخی از افراد در بیمارستان مونسون برای صرع در ماساچوست تأثیر می گذارد (Ashwal ، 1990 ؛ Yakovlev & Guthrie ، 1931). آنها این اختلالات را به عنوان سندرم های عصبی یا اکتودرماتوزها ، برای توضیح پاتوژنز به دلیل منشأ جنینی متداول از لایه عصبی. لودو ون بوگرت ، آسیب شناس بلژیکی به نتیجه گیری های مشابه رسید (ون بوگرت ، 1935) ، اما آنها را دیسپلازی نوروکتودرمی خواند (Ashwal ، 1990).
پاتولوژیست هلندی سیلوان E. مولتن (مولتن ، 1942) اسکلروز توبرول توبروس را "مجتمع اسکلروز غده" نامگذاری کرد ، بنابراین ماهیت چند ارگ خود را به رسمیت می شناسد. او ابتدا اصطلاحات Hamartial ، Hamartoma و Hamartoblastoma را که از فعل یونانی Hamartánein به دست آمده است ، معرفی کرد ، این بدان معنی است که "از دست دادن مارک" یا "اشتباه" یا "شکست". بعداً ، مانوئل آر. گومز ، متخصص مغز و اعصاب کودکان ، مفهوم سابق "Phakoma/Phakomata" را به تعریف مدرن تر "Hamartia/Hamartoma" تغییر داد (گومز ، 1987). Genodermatoses و neurocristopathies در ادبیات علمی به عنوان اصطلاحات جایگزین مورد استفاده قرار گرفته اند (Ruggieri و همکاران ، 2020).
2. سندرم های عصبی در آثار هنری
AS Works of Art, Neurocutaneous syndromes have stimulated a Voluminous Literature (Ashrafian, 2017; Lidden, 2006; Om & Om, 2018; Ponti et al., 2016; Ruggieri, Praticò, Caltabiano, & Polizzi, 2018; Ruggieri, Praticò, & Polizzi ، 2020) ، که نشان دهنده تفاوت گسترده ای از عقاید است (Ruggieri ، Praticò ، Scuderi ، et al. ، 2017 ؛ Ruggieri ، Praticò ، Serra ، et al. ، 2017 ؛ Ruggieri ، Praticò ، Catanzaro ، Palmucci ، & Polizzi ، 2018). فقط در قرن نوزدهم و 20 این سندرم ها بهتر درک می شوند (Ashwal ، 1990 ؛ Beighton & Beighton ، 1986 ، 1997 ؛ Gomez ، 1987 ؛ Ruggieri ، Micali ، & Praticò ، 2018) ، حتی اگر پاسخ مردمی افراد آسیب دیده ، هر دو در زندگی واقعی (کوهن جونیور ، 1986 ؛ هاول و فورد ، 1983) و در داستان (کاکس ، 1985 ؛ سلیمان ، 1968) ، سوءاستفاده هایی را ایجاد کرد و غالباً سندرم های مختلف را درگیر می کرد (Ruggieri ، Praticò ، Caltabiano ، & Polizzi ، 2018 ؛ Ruggierii ، Praticò ، & Polizzi ، 2020).
در این مقاله به نقاط منتخب هنری منتخب از سنین قدیمی تا زمان معاصر می پردازیم. ما آثار هنری شرح داده شده در اینجا را با توجه به جشنواره ترین سندرم های عصبی (Ahn ، Jackler ، & Lustig ، 1996 ؛ Huson ، 1994 ؛ Ruggieri ، Praticò ، Caltabiano ، & Polizzi ، 2018 ؛ Ruggieri ، Polizzi ، et al. ، 2020A) لیست خواهیم کرد. بشر
3. نوروفیبروماتوز
3. 1نوروفیبروماتوز نوع 1
3. 1. 1. گره های چندگانه پوست در یک مجسمه هلنیستی مبهم [331-23 قبل از میلاد]
این مجسمه (شکل 2a) احتمالاً متعلق به دوره هلنیستی (323-31 قبل از میلاد) و سرچشمه های شهر اژه Smya ، در آناتولی است. یک مرد سالم با تنه و بخشی از اندامها به صورت حزبی با گره های چند صاف و صاف پوشانده شده است که شبیه نوروفیبروم پوستی است. برخی از نویسندگان پیشنهاد می کنند که IT یک کمک آموزش پزشکی بوده است ، در حالی که برخی دیگر فرض کرده اند که به احتمال زیاد چهره های تزئینی ، شاید یک satyr یا یک انسان انسانی باشد ، یک پیشنهاد رأی دهنده به الوهیت ممکن است (Gourevitch & Gmek ، 1994 ؛ Linden ، 1994 ، 1994 ؛ Ragge & Munier ، 1994).

(الف) مجسمه هلنیستی ، نمایانگر یک بدن نر بالغ جزئی که با گره های متعدد ، صاف و تنظیم شده پوشیده شده است ، به عنوان نوروفیبروم تعبیر می شود. کپی رایت © 1994 گروه انتشارات طبیعت ؛(ب ، ج) سکه های امپراتوری پارتی که بازتولید چهره سمت چپ پادشاه اورودس دوم (ب) [50 سال قبل از میلاد] ، و پادشاه پراتاتس چهارم (ج) [20 قبل از میلاد] هر یک با یک گره بزرگ و گرد ، ظاهراً به نوروفیبروما ، نشان داده شده است. در پیشانی آنها (فلش سیاه). کپی رایت © بایگانی www. partchia. com (عکسهای داگلاس مود و بارت لوئیس)
3. 1. 2. گره های گرد صورت در اثر سکه های پادشاهان پارتیا [حدود. 100 قبل از میلاد]
پارتیا بین شمال شرقی ایران و ترکمنستان واقع شده بود. بخش عمده ای از دانش در مورد جنبه های پادشاهان پارتیا از سکه ها ناشی می شود (Daryaee ، 2017 ؛ Faghfoury ، 2020). قرن ها قبل ، الكساندر بزرگ الگوی معمولی سكه امپراتوری را تأسیس كرده بود: مشخصات سمت راست از الوهیت بر روی خدای متضاد و كاملاً طول برعكس (Faghfoury ، 2020). این الگوی پس از قرن سوم قبل از میلاد تغییر کرد ، هنگامی که پرتره های خود حاکمان شروع به ظاهر شدن در مشخصات سمت چپ خود کردند (سلود ، 1971). اولین پادشاه پارتیایی که شروع به صدور سکه کرد Mithridates I [171-138 قبل از میلاد] بود (سلود ، 1971 ؛ تودمن ، 2008). بازنمایی پادشاهان در سکه ها مشخصه و واقع بینانه است و می توان تغییرات در مدل مو و ریش را شناسایی کرد (Faghfoury ، 2020 ؛ Selwood ، 1971 ؛ Widengren ، 1983). در سکه های نماینده Mithridates II [124-91 قبل از میلاد ؛سکه های صادر شده در 100 سال قبل از میلاد] ، اورودس دوم [57-37 قبل از میلاد] ، Phraates IV [37-2 قبل از میلاد] ، و در بسیاری از پادشاهان پی در پی تا وردان دوم [58 میلادی] ، یک گره بزرگ گرد به وضوح قابل مشاهده استپیشانی (شکل 2B ، ج) (اشرفی ، 2011 ؛ سلوود ، 1971 ؛ تادمن ، 2008). حضور این گره ها در نسل های زیادی حاکی از یک ویژگی ارثی احتمالی ، مانند نوروفیبروم در NF1 است (Ashrafian ، 2011 ؛ Selwood ، 1971 ؛ Todman ، 2008). فرضیه های دیگر شامل زگیل های متداول ، Trichoepitelioma (هارت ، 1966) یا سرطان سلول پایه در مورد Mithridates II (اشرفیان ، 2011).
3. 1. 3. توده بزرگی در "Buch der Natur" فون مگنبرگ [1309-1374]
کنراد فون مگنبرگ [1309-1374] یک محقق و فیلسوف باواریایی بود که بیش از 30 رساله را در مورد موضوعات کلامی ، نجومی ، جسمی ، تاریخی و سیاسی نوشت. او Buch der Natur ، اولین کتاب تاریخ طبیعی به زبان آلمانی ، بسیار محبوب بود و هفت بار در چندین نسخه چاپ شد ، در قرن پانزدهم تنها (Baltrusaitis ، 1960 ؛ Lattis ، 2007 ؛ Pfeiffer ، 2012).
در دوازدهمین بار از نسخه Ausgburg [1475 AD] ، علاوه بر انواع مختلف چهره های تخیلی از جمله اسکاسپود با پایگاه بزرگ تک اساطیری ، هیولا بدون سر با شش بازو ، سینوسفالوس و سیکلوپس ، می توان یک زن را رعایت کرد (شکل3) که به گفته چولنت (1963) یک گواتر بزرگ دارد. طبق گفته های زانکا و زانکا (1977 ، 1980) وی دارای NF1 و Ruggieri و Polizzi (2003) است که وی دارای یک نوروفیبروما پلکسی شکل جدا شده است که مانند یک کیسه دراز و متناسب با تشخیص موزائیک NF1 شکل می گیرد.

نمای نزدیک از یک زایلوگرافی موجود در دوازدهمین دوره "Buch der Natur" Konrad Von Magenberg [1475] نماینده یک زن با گواتر بزرگ ، احتمالاً یک نوروفیبوم پلکسی فرم است. کپی رایت © کتابخانه کنگره ، واشنگتن ، دی سی
3. 1. 4. ضایعات صورت فدریکو دا مونتفلترو و دیسپلازی توسط پیرو دلا فرانچسکا [1472]
دوک فدریکو سوم دا مونتفلترو [1422-1480 میلادی] یکی از مشهورترین کاندوتیری ایتالیایی (سران نظامی) رنسانس و ارباب اوربینو بود. گفته می شود که وی در طول یک تورنمنت چشم راست خود را از دست داده است و بقیه عمر خود را یک زخم گسترده و بی نظم به همراه دارد ، به طوری که لازم بود او را فقط در سمت "خوب" خود به تصویر بکشد: یعنی مشخصات چپ (روک (روک)& Toesma ، 2009 ؛ Stevenson ، 2021 ؛ Tommasoli ، 1978 ؛ http://www. gallerianazionalemarche. it/palazzo-ducale/storia-della-famiglia-montefeltro/).
Om and Om (2018) فرضیه ، بر اساس پرتره توسط Piero Della Francesca (شکل 4) (https://www. uffizi. it/opere/i-duchi-di-urbino-tederico-da-montefeltro-e-e- battista-Sforza) ، که Montefeltro چندین Nevi داخلی خوش خیم ، به شکل پاپول های رنگی به شکل گنبد ، پوست. این ضایعات ، با این حال ، می تواند به نوروفیبرومای پوستی کوچک نیز نسبت داده شود ، و این واقعیت که او چشم راست خود را در یک تورنمنت از دست داد نیز مورد سؤال قرار گرفته است ، زیرا او می توانست تحت عمل جراحی گلیوما نوری و نوروفیبروما پلکسی شکل همراه و دیسپلازی همراه باشد. مدارهاینکته قابل توجه ، ممکن است اختلال در مدار ، یا با تروما یا جراحی ، به ریشه بینی حمله کند ، که شکل آن کاملاً غیرمعمول است (Ruggieri ، Praticò ، Caltabiano ، & Polizzi ، 2018).

پرتره دوک فدریکو دا مونتفلترو توسط Piero Della Francesca: توجه داشته باشید که زگیل های متعدد روی صورت سمت چپ او یا به عنوان گره های فیبری یا نوروفیبروما تعبیر می شود. کپی رایت © Galleria degli Uffizi ، Firenze ، ایتالیا
3. 1. 5. نوزاد Chieri در Ambroise Paré's Des Monstres et Prodiges [1578 میلادی]
Ambroise Paré [1510-1590] یک جراح مشهور آرایشگر فرانسوی بود که در نبرد از سربازان مراقبت می کرد. وی جراح رسمی سلطنتی برای چندین پادشاه بود و یکی از پدران جراحی محسوب می شود که تکنیک های جراحی و داروی میدان نبرد را ایجاد کرده است ، به ویژه درمان زخم ها. او همچنین یک آناتومیست و مخترع چندین ابزار جراحی بود و کتابهای زیادی را در مورد آناتومی ، جراحی و پزشکی تألیف می کرد (Céard ، 1971 ؛ Hambry ، 1967).

(الف) تخیل "نوزاد Chieri" توسط Ambroise Paré: توده گوشتی که در امتداد پشت آویزان است به عنوان یک نوروفیبروما پلکسی فرم تعبیر شد. کپی رایت © کتابخانه Wellcome London ، انگلیس ؛(ب) "Homuncio" آلدرووندی ، با توده های عظیم و پر از گوشت ، که از سمت راست خود آویزان است ، احتمالاً نمایانگر نوروفیبروما پلکسی فرم در نوروفیبروماتوز موزائیک نوع 1 (NF1) است. کپی رایت © Biblioteca Universitaria di Bologna ، ایتالیا
3. 1. 6. یک توده بزرگ گوشتی در آلدرووندی "Homuncio" [Monstrorum Historia - 1592]
Ulisse Aldrovandi [1522-1605] ، بومی بولونیا ، یک پزشک ، فیلسوف و طبیعت گرای ایتالیایی بود (Caprotti ، 1980 ؛ Simili ، 2001 ؛ Tega ، 2002). او نیروی محرکه ساخت باغ گیاه شناسی بولونیا ، یکی از اولین در اروپا و از دیدنی ترین کابینت کنجکاوی ، روشن کردن تاریخ طبیعی و شامل 18000 نمونه "نمونه های مختلف از چیزهای طبیعی" و 7000 نمونه "خشک شده بود. گیاهان ، "نماینده" Diversità di Cose Naturali "(" تنوع چیزهای طبیعی ") (Simili ، 2001 ؛ Tega ، 2002 ، Wittkower ، 1942).
در سال 1592 ، آلدروندی مورد فوق العاده ای از مردی با قد و قامت کم (Homuncio) ، با منشأ هندی که توده های عظیم و پر از گوشت را که از سمت چپ سر و تنه خود آویزان است (شکل 5B) منتشر کرد (شکل 5B) منتشر شده (Aldrovandi ، 1642)بشربرخی از نویسندگان ایتالیایی (Zanca ، 1975 ؛ Zanca and Zanca ، 1977 ، 1980 ؛ Zanca & Tagliavini ، 1980) استنباط کردند که این مرد نادرنوروفیبروما پوشیده از مو ، شبیه به Nevi مودار که بر روی نوروفیبرومای پلکسی فرم در NF1 دیده می شود. و (ب) قامت کوتاه موضوع ، یک ویژگی جزئی NF1 (مورس ، 1999 ؛ مالویل ، 1988). مادیگان و ماسلو (1989) یک ویژگی سوم NF1 را اضافه کردند ، یعنی ماکرووداکتیلی انگشت دوم چپ و عدم تقارن پا ثانویه به اسکولیوز. Ruggieri و Polizzi (2003) پیشنهاد کردند که تشخیص Homuncio بهتر با Mosaic NF1 (Ruggieri & Praticò ، 2015) به جای NF1 کلاسیک (به عنوان مثال ، توده بزرگ گوشتی (به عنوان مثال ، نوروفیبراما پلکسیفرم) باشد و NF1 دیگر وجود ندارد. Stigmata یا در چاپ یا در متن لاتین همراه (آلدروندی ، 1642).
3. 1. 7. ماکول های پوستی بلند شده در Histoire Naturelle دختر بوفون [1749]
Comte Georges Louis Leclerc de Buffon [1707-1788] یک طبیعت گرای فرانسوی ، ریاضیدان ، کیهان شناس و نویسنده دائره المعارف بود. ده سال پس از تبدیل شدن به مجری باغ پادشاه در پاریس ، وی شروع به انتشار 38 جلد خود از Histoire Naturelle (تاریخ طبیعی) ، مجموعه ای از تاریخ طبیعی حیوانات و مواد معدنی ، که بیش از 40 سال منتشر شد و پس از مرگ ادامه یافت (هچ ، 1989 ؛Leclerc de Buffon ، 2014 ؛ Madigan & Masello ، 1989 ؛ Roule ، 1924).
در یکی از جداول در نسخه 1707-1788 یک نقاشی رنگی توسط B. de Bakker از یک دختر [ماریا هریگ] (شکل 6a ، پایین) وجود دارد که انواع مختلفی از ناهنجاری های پوستی را نشان می دهد: (الف) چند برگ تیره به شکل برگ تیرهمناطقی از فشار خون بالا در اندام و تنه ، احتمالاً نقاط کافه u a-au.(ب) یک ضایعه بزرگ و "جلیقه زندگی" که به تنه ای محاصره می شود ، احتمالاً یک نوروفیبروما پلکسی فرم پوستی پراکنده است (Huson ، 1994 ؛ Ruggieri & Polizzi ، 2003). یک تشخیص جایگزین یک نوروس چربی اپیدرمی با ضایعات ماهواره ای است (Ruggieri ، Praticò ، Caltabiano ، & Polizzi ، 2018).

(الف) لیتوگرافی که ماریا هریگ را با چندین برگ تیره به شکل رنگدانه از رنگدانه های بیش از حد پوست (لکه های کافه احتمالاً) در اندام و در صندوق عقب و یک ضایعه بزرگ و بزرگ "خوک" بر روی تنه خود نشان می دهد (به تصویر می کشد. به احتمال زیاد یک نوروفیبروما پلکسی فرم پوستی یا یک نوروس اپیدرمی). کپی رایت © کتابخانه Wellcome London ، انگلیس ؛(ب) "مرد زگیل" فون تیلنائو. © مجموعه شخصی نویسندگان
3. 1. 8."مرد زگیل" از Tilesius von Tilenau [1793]
Tilesius von Tilenau (1857-1769) یک پزشک آلمانی ، طبیعت گرای و کاوشگر بود. در سال 1793 ، وی در مورد پرونده ای به نام "مرد زگیل" گزارش داد (Tilesius von Tilenau ، 1793). این بیمار ، یوهان گوتفرید راینهاردت ، تحت عنوان "تاریخچه موردی از پوست ناخوشایند فوق العاده" گزارش شده است و به عنوان "رشد بی شماری [تومورهای فیبری] بر روی پوست ، لکه های کافه ، ماکروسفالی و اسکولیوز توصیف شده است."در یک تولید مثل رنگ (شکل 6B) از تصویر اصلی همراه با ارائه مورد ، می توان یک توده گوشتی را که به جلو به سمت شکم آویزان است ، یادداشت کرد. دومی ممکن است یک نوروفیبروما پلکسی فرم پوستی پراکنده پراکنده باشد (Ruggieri ، Praticò ، Caltabiano ، & Polizzi ، 2018).
4- مجموعه اسکلروز غده
اسکلروز توبروس (بورویل ، 1880-1880) یک سندرم پیچیده تومور چند منظوره است که با ظاهر مارک های هیپوملانوتیک پوستی و تومورهای فیبری و خیمه ای از زائده های پوستی و پوستی از جمله پلوک های پیشانی ، پلاک های آنجایی صورت ، شگرومی ، Shageques ، Shageques ، مشخص می شود. و فیبرومای غیرقانونی ؛ربدیومای قلبی ، آنژیومیولیپومای کلیوی و/یا سیستمیک ، هامارتوما شبکیه. و ناهنجاری های مغزی از جمله غده های قشر مغز ، هامارتوما ، گره های زیرزمینی یا آستروسیتوم سلول غول پیکر وابسته (Curatolo ، Bombardieri ، & Jozwiak ، 2008 ؛ Northrup et al. ، 2013). افراد آسیب دیده ممکن است تشنج ، ناتوانی روانی و رفتاری و آسیب اندام ثانویه به پیشرفت تومور ایجاد کنند (Krueger et al. ، 2013 ؛ Northrup et al. ، 2013 ؛ Ruggieri ، Polizzi ، et al. ، 2020).
4. 1صورت "Végétations Vasculaires" و "Adenoma sebaceum"
یک تصویر اولیه ممکن از یکی از تظاهرات پوستی اسکلروز توبرک ، آنژیوفیبروم صورت ، در سال 1835 توسط پزشک فرانسوی ، آسیب شناس ، فیزیولوژیست ، انگل ، پیرسانویز Olive Rayer [1793-1867] آورده شده است (Théodoridès ، 1995) در ATLAS خوداز اختلالات پوستی تحت عنوان Traité Teorique E Pratique des Maladies de la Pea (رساله نظری و عملی در مورد بیماری های پوستی) (Rayer ، 1835) (https://www. cpdigitallibrary. org/collections/browse). در صفحه 20 ، شکل 1 (شکل 7a) چهره یک مرد جوان را نشان می دهد که با خوشه های پاپول های کوچک و اریتماتو [Végétations Vasculaires] با توزیع مشخصه و ظاهر مشابه با آنژیوفیبرومای معمولی صورت نشان می دهد: "... کوچک ... ظاهر عروقی ، رشد گسترده ای گستردهتوزیع شده بر روی بینی و اطراف دهان ... "در مورد هرگونه وضعیت پزشکی مرتبط با اختلال پوستی ذکر نشده است (Curatolo ، 2003 ؛ جی ، 1999).

(الف) چهره یک مرد جوان که دارای خوشه های پاپول های کوچک و اریتماتوس [Végétations Vasculaires] است که توسط Rayer به عنوان آنژیوفیبرومای معمولی صورت تعبیر می شود: کپی رایت © Wellcome Library ، London ، UK ؛(ب ، ج) دو چاپ قرن بیستم که چهره "آدنوما sebaceum" صورت را نشان می دهد (به عنوان مثال ، اصطلاح قدیمی که برای آنژیوفیبروم صورت استفاده شده است): کپی رایت © کتابخانه Wellcome ، لندن ، انگلستان ؛(د) نقشه های مغز 15 ساله ماری: "غده های قشر" و "تومورهای فرعی" (گره) دیوارهای جانبی بطن ها: کپی رایت © کتابخانه Wellcome ، لندن ، انگلیس را یادداشت کنید.
نقاشی ها و پرتره های زنان (شکل 7b) و مردان (شکل 7C) با آنژیوفیبروم صورت نشان داده شده است [در آن زمان که به عنوان "آدنوما سوبیسوم" شناخته می شود ، زیرا اعتقاد بر این بود که غدد سبزه منبع مشکل است] (بالزر و مینتر ، 1885؛ Curatolo ، 2003 ؛ Gomez ، 1995 ؛ Hallopeau & Leredde ، 1885 ؛ Jay ، 1999 ؛ Pringle ، 1890) در اواخر قرن نوزدهم رایج بود.
4. 2"جزایر و تومورهای اسکلروتیک" در لیتوگرافی های ادوارد بریسود [1880]
5- Hypomelanosis از Ito و خطوط Blaschko
یک گروه ناهمگن از اختلالات وجود دارد ، تاکنون به ناهنجاری های کروموزومی نسبت داده شده است ، که با بروز نشانه های پوستی هیپوپیگم شده و فشار خون در قالب سوت ها ، رگه ها ، به شکل V یا به شکل S در زیر خطوط S O-CALLED مشخص می شوند. 2018 ؛ Ruggieri ، Polizzi ، et al. ، 2020 ؛ Salas - Labadía و همکاران ، 2019). این اختلالات در مجموع "موزائیسم رنگدانه" نامگذاری شده اند. با این حال ، برخی از افراد مبتلا به ناهنجاری های هیپپیگم شده در امتداد خطوط Blaschko ، همچنین ممکن است درگیری سیستمیک همراه دیگری داشته باشند که عمدتاً بر روی چشم ها ، سیستم های اسکلتی و عصبی عضلانی و عصبی تأثیر می گذارد ، بنابراین یک سندرم عصبی پیچیده ای معروف به عنوان هیپوملانوز ITO (ITO ، 1952) را پیکربندی می کند ، که تظاهرات آنهاآب مروارید ، اسکولیوز ، تشنج ، نقص شناختی ، نقص گفتار/زبان ، هیپوتونی یا EEG های غیر طبیعی (Ruggieri & Pavone ، 2000 ؛ Ruggieri ، Polizzi ، et al. ، 2020).
5. 1آلفرد بلاسکو و سیستم خطوط او: پیشرو "موزاییسم"
آلفرد بلاسکو [1858-1922] یک پزشک خصوصی از پوست در برلین بود که علایق آن از جذام تا بیماریهای پوستی شغلی متغیر بود (بولونیا و همکاران ، 1994). در سال 1901 ، وی یافته های خود را در مورد الگوهای توزیع اختلالات خطی پوست در جلسه انجمن پوست آلمانی ، در برسلاو ارائه داد (Blaschko ، 1901 ؛ https://archive. org/stream/dienervenverteil00blas#page/n5/mode/2up). وی بیش از 140 بیمار مبتلا به ضایعات خطی مانند NEVI اپیدرمی ، Nevi Sebaceace و Nevus Lipomatosus را مورد بررسی قرار داد و الگوی را در هر بیمار بر روی عروسک ها و مجسمه های مورد استفاده برای نشان دادن کتاب 1901 خود (شکل 8A) (Blaschko ، 1901) با دقت منتقل کرد. سپس یک نمودار کامپوزیت از این الگوهای توزیع ترسیم شد که متعاقباً به عنوان خطوط Blaschko یاد شده و در جلد سبک آزادی کتاب پس از مرگ Blaschko اعمال می شود (شکل 8B) (Happle ، 1993).

(الف) یکی از نقشه های اصلی آلفرد بلاسکو ، کودک را با ضایعات معمولی ننوس اپیدرمی که مطابق با خطوط خاص توزیع رنگدانه ترتیب داده شده است ، به تصویر می کشد ، زیرا پس از نام او خوانده می شود و (ب) صفحه کتاب آلفرد بلاسکو ، که نشان دهنده بهداشت ، الهه یونانی است. از سلامت ، با خطوط Blaschko استفاده شده است. کپی رایت © کتابخانه پزشکی کوشینگ - ویتنی ، دانشگاه ییل ؛(ج) چاپی از کتابخانه ای از پزشکی [1889] ، که مردی با لیپوم متعدد را به تصویر می کشد احتمالاً نشان دهنده لیپوماتوز آنسفالوکرانیوکتیویک است
6. لیپوماتوز آنسفالوکرانیوکتیو [سندرم هابلاند]
6. 1. پیش بینی های جمجمه در یک رساله پزشکی قرن بیستم [1910]
یک لیتوگرافی از یک کتابفروشی پزشکی قرن بیستم نشان می دهد (شکل 8c) از سر و چهره مردی با توده های بزرگ و گرد که از سر او بیرون زده است ، ظاهراً از لیپوم های متعدد در چارچوب لیپوماتوز آنسفالوکرانیوسوتیک تشکیل شده است.
7. نتیجه گیری
سندرم های عصبی در انواع مختلفی از آثار هنری از طریق هزاره مشاهده شده است. ما امیدواریم که خوانندگان از خود هنر و روش به تصویر کشیدن و نگاه کردن به این موجودات پزشکی در طول قرن ها قدردانی کنند و در نهایت ، بشریت افراد را به جای اختلال خود مشاهده کنند ، که در گذشته به عنوان "کنجکاوی پزشکی" دیده می شود."
تضاد منافع
یادداشت
Ruggieri ، M. ، Gentile ، A. E. ، Ferrara ، V. ، Papi ، M. ، Praticò ، A. D. ، Mudry ، A. ، Taruscio ، D. ، Micali ، G. ، & Polizzi ، A. (2021). سندرم های عصبی در هنر و آثار باستانی. مجله آمریکایی ژنتیک پزشکی قسمت C: سمینارهای ژنتیک پزشکی قسمت C ، 187 ج: 224-234. 10. 1002/AJMG. C. 31917 [مقاله رایگان PMC] [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]
فارکس پرشین...
ما را در سایت فارکس پرشین دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمدي مينا
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
28 اسفند
1401 ساعت: 11:37